سرگذر

ـ ارباب! من هم صا‎ف‎کاری بلدم، هم سیمان‎کاری، هم حمّالی؛ دیوارچینی هم که تو خونَمه. هرچی هم می‌خوای بده؛ راضی‎ام...

سرگذر

ـ ارباب! من هم صا‎ف‎کاری بلدم، هم سیمان‎کاری، هم حمّالی؛ دیوارچینی هم که تو خونَمه. هرچی هم می‌خوای بده؛ راضی‎ام...

پیام های کوتاه
  • ۲۲ بهمن ۹۴ , ۱۵:۱۹
    احذر
آخرین مطالب

نامه دوم

سه شنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۲، ۰۳:۰۷ ب.ظ

وقتی روی سنگ کنار خانه ی آن زن نشست انگار داشت متن نامه ای تازه به امامش را آماده می کرد:

بسم الله

آقای من سلام

اما بعد

آقای من مولای من نیا که این مردم همان مردم کوفه ی زمان پدرت هستند، بی وفای بی وفا. این مردم آن قدر ایمان سستی دارند که با تشری که ابن زیاد به آن ها زد و تهدیدشان کرد از دور من پراکنده شدند و مرا میان این کوچه ها تنها گذاشتند.

آقا نیا

 آقا جان تازه دارم حال و هوای بابایت ،علی، را وقتی در این شهر، دراین کوچه های بی تفاوت و بی انصاف بود، درک می کنم.حق داشت وقتی که آن ملعون سرش را شکافت بگوید" فزت ورب الکعبه". آخ که چه غربتی دارد این کوچه ، چه مردمی دارد این کوفه.

آقا جان معذرت که عجله کردم و گفتم بیا،فراموش کرده بودم این مردم همان کوفیانند که با هم بر سر موضوعی متحد می شوند و دسته دسته خود را از آن کنار می کشند.

نیا که اگر بیایی...

وقتی این نامه به تو می رسد که ای مردم با امیر پوزینه پرستشان مرا از بین برده اند. وقتی این نامه به تو می رسد شاید وقتی برای برگشت نداشته باشی.شرمنده ام آقاجان.

ای کاش می شد بار دیگری چهره ی چون ماهت را ببینم.

ولی کاش خانواده ات را نمی آوردی...

والسلام

 

  • هادی سیاوش کیا

آقا نیا

نامه دوم

کوفیان

شرمنده

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی