سرگذر

ـ ارباب! من هم صا‎ف‎کاری بلدم، هم سیمان‎کاری، هم حمّالی؛ دیوارچینی هم که تو خونَمه. هرچی هم می‌خوای بده؛ راضی‎ام...

سرگذر

ـ ارباب! من هم صا‎ف‎کاری بلدم، هم سیمان‎کاری، هم حمّالی؛ دیوارچینی هم که تو خونَمه. هرچی هم می‌خوای بده؛ راضی‎ام...

پیام های کوتاه
  • ۲۲ بهمن ۹۴ , ۱۵:۱۹
    احذر
آخرین مطالب

۱ مطلب در اسفند ۱۳۹۴ ثبت شده است

خیلی دور، خیلی نزدیک

شنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۴، ۰۲:۵۳ ق.ظ
جایی خواندم که نزدیکترین ستاره به ما، با ما چهارسال نوری فاصله دارد. این یعنی نوری که هم اکنون از او به ما میرسد چهار سال پیش از او ساطع شده است.
این، امشب وقتی داشتم به آسمان نگاه میکردم یادم افتاد و وقتی این یادم افتاد، این یادم افتاد که امروز موقع رای دادن یادم افتاده بود که چهارسال قبل، همین موقع کجا بودم.
نمیدانم وقتی نوری که هم اکنون از نزدیکترین ستاره ساطع شد به ما برسد کجایم. این که نمیدانم، این حس، حس بدی است. اما بد بودن این حس برای من برای ستاره مهم نیست، برای آن نور هم همینطور.
نور ساطع شده، ساطع شده و دارد با سرعت نور میآید و برایش فرقی نمیکند که وقتی به زمین میرسد من کجایم...
فقط خدا کند که اگر هم را دیدیم و شناختیم لاقل من از دیدنش خوشحال شوم.
***

اگر یادم بماند و خوشحال شوم با شما در میان خواهم گذاشت...
  • هادی سیاوش کیا