سرگذر

ـ ارباب! من هم صا‎ف‎کاری بلدم، هم سیمان‎کاری، هم حمّالی؛ دیوارچینی هم که تو خونَمه. هرچی هم می‌خوای بده؛ راضی‎ام...

سرگذر

ـ ارباب! من هم صا‎ف‎کاری بلدم، هم سیمان‎کاری، هم حمّالی؛ دیوارچینی هم که تو خونَمه. هرچی هم می‌خوای بده؛ راضی‎ام...

پیام های کوتاه
  • ۲۲ بهمن ۹۴ , ۱۵:۱۹
    احذر
آخرین مطالب

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر» ثبت شده است

خداحافظی

شنبه, ۶ خرداد ۱۳۹۶، ۰۵:۱۲ ب.ظ

هر گُنَه عُذری و هر تقصیر دارد توبه‎ای
نیست غیر از زود رفتن، عذرِ بی‎جا آمدن


«صائب تبریزی»
  • هادی سیاوش کیا

مات توام؛ ببین!

يكشنبه, ۴ مهر ۱۳۹۵، ۰۵:۱۰ ب.ظ


شاهم فدای تو

وزیرم، فدای تو

یک «رخ»

نشان

بده!


  • هادی سیاوش کیا

چشم دل باز کن...

يكشنبه, ۷ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۸:۵۴ ب.ظ

تو که کردی دخترهمسایه با من، هم مسیر

همدلی و عاشقی را هم عطا کن ای خدا!


شرح:

این یک شعر عرفانی است و نمادین؛ که در آن دختر همسایه همان معشوق است؛هم مسیر یعنی مرتبه اول سیر و سلوک و همدلی و عاشق را هم که خودتان بهتر می دانید.

خدا هم که خداست دیگر.

اما این بیت چه می خواهد بگوید:

این که اگر می خواهی به معشوقت برسی اول برو باهاش هم مسیر شو بعد از خدا بخواه تا عاشقت کنه.

حالا یه سوال پیش میاد؛ چرا شاعر  لفظ "همسایه" رو اورده؟

در جواب می تونیم بگیم که شاعر منظورش عاشق های به ظاهر عاشق بوده وتنبل، که حتی حاضر نیستن برم یه کم اون ورتر دنبال عشقشون بگردن و دنبال همسایه و همین دورو بران.

جواب دیگه ای هم که میشه داد اینه که منظور شاعر خدا بوده و خدا هم که همه جا هست و شاعر هم برای ملموس شدن موضوع، نزدیک ترین جای ممکن که خونه همسایه هست رو بیان میکنه.




  • هادی سیاوش کیا