سرگذر

ـ ارباب! من هم صا‎ف‎کاری بلدم، هم سیمان‎کاری، هم حمّالی؛ دیوارچینی هم که تو خونَمه. هرچی هم می‌خوای بده؛ راضی‎ام...

سرگذر

ـ ارباب! من هم صا‎ف‎کاری بلدم، هم سیمان‎کاری، هم حمّالی؛ دیوارچینی هم که تو خونَمه. هرچی هم می‌خوای بده؛ راضی‎ام...

پیام های کوتاه
  • ۲۲ بهمن ۹۴ , ۱۵:۱۹
    احذر
آخرین مطالب

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مسلم» ثبت شده است

زهر جفا

پنجشنبه, ۳ مهر ۱۳۹۳، ۰۲:۵۶ ب.ظ


امام جواد علیه السلام


نمی‎دانم چه حکمتی است که در این خاندان 

همان‎ها که به جود و کرم شهره هستند، مسموم زهر همسرند.


  • هادی سیاوش کیا

نکند صدق کند...

سه شنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۲، ۰۳:۱۱ ب.ظ

"وقتی امام رسیدند می جنگیم،تا نیامده اند جنگ جایز نیست."

حرف و فتوای مردم و یارانی که مسلم،آن فرستاده ی امامشان،را تنها گذاشتند.

اما این حرف به گوش من آشناست...

نکند تاریخ تکرار می شود در این معادله صدق کند.

  • هادی سیاوش کیا

عین شین بی قاف

سه شنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۲، ۰۳:۰۹ ب.ظ

وصیتش فقط یک چیز بود؛ نه چیزی برای خودش می خواست نه برای خانواده اش فقط یک چیز:

به حسین نامه ای بدهید و بگویید به این شهر نفرین شده نیایید.

 

  • هادی سیاوش کیا

وفا

سه شنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۲، ۰۳:۰۴ ب.ظ

خودش بین کوچه ها آواره بود،غیب بود،تشنه بود،وخسته از بی وفایی.

حالا حال عمویش علی را در این شهر می فهمید.

اما تمام فکرش یک چیز بود:

آقا دارد به کوفه می آید.

چه کنم؟

 

  • هادی سیاوش کیا

مهمان خدا

سه شنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۲، ۰۳:۰۲ ب.ظ

 چه اقتدایی دارد به علی،چه اقتدایی دارد به حسین

همین که یادش آمد که حسین،سالارش،گفته است: که مهمان حبیب خداست و نیز از پیامبر نقل کرده که خداوند شروع کننده ی جنگ را دوست ندارد بس بودکه ابن زیاد،آن حقیقت پلیدی و فتنه،را در فرصتی که هیچ مدافعی ندارد در خانه ی هان تنها به حال خودش بگذارد.

اما انگار این کوفیان اصلا این سخنان یادشان نبود؛انگار نه انگار مسلم هم در این شهر مهمان است.

مهمان نوازی هیچ، چرا نگذاشتید برود؟  

  • هادی سیاوش کیا

رابطه

سه شنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۲، ۰۲:۵۶ ب.ظ

آب خواست، که بنوشد،در کاسه ای که آبشخور حرام گوشتان بود برایش آب آوردند. خواست بخورد قطره ی خونی از لب شکافته اش درون آن ریخت،آب را نخورده ریخت و تشنه از بالای برج، صعود مندانه ترین سقوط را کرد.

چه رابطه ای است بین این مرید و مراد، بین این محب و محبوب، بین این عاشق و معشوق که با دوست داشتن هم آن قدر شبیه هم می شوند، که اگر نخواهی هم سبک زندگی ات را تغییر می دهد.

مگر مسلم می دانست که اربابش،حسین،با عطش شهید می شود؟ که او نیز...

  • هادی سیاوش کیا