سرگذر

ـ ارباب! من هم صا‎ف‎کاری بلدم، هم سیمان‎کاری، هم حمّالی؛ دیوارچینی هم که تو خونَمه. هرچی هم می‌خوای بده؛ راضی‎ام...

سرگذر

ـ ارباب! من هم صا‎ف‎کاری بلدم، هم سیمان‎کاری، هم حمّالی؛ دیوارچینی هم که تو خونَمه. هرچی هم می‌خوای بده؛ راضی‎ام...

پیام های کوتاه
  • ۲۲ بهمن ۹۴ , ۱۵:۱۹
    احذر
آخرین مطالب

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «هادی سیاوش کیا» ثبت شده است

کوثر

شنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۱۴ ب.ظ


بسم ال...
نه؛
چرا.
«بسم الله الرحمن الرحیم»
که ابتر نماند ان شاء الله...


 
تبصره:
نمی‎دانم از چه می‎ترسیدم که پست اولم را بسم الله نگذاشتم شاید از طعنه‎های ... نه به زبان که در دل.
اما بعد فکر کردم به گور پدرشان خندیده‎اند آنان که فکر می‎کنند شروع با بسم الله، املی است.
  • هادی سیاوش کیا

The End

چهارشنبه, ۲ تیر ۱۳۹۵، ۱۲:۴۳ ق.ظ

 

 پایان


ــ «یه پایان تلخ بهتر از یه تلخیه بی پایانه.»

دوست ندارم کاری را افتادن و خیزان جلو ببرم. شل کن، سفت کن بازی را دوست ندارم. ولی باید بگویم این، از جمله چیزهایی است که دوست ندارم ولی دچارش هستم. و بدترین چیز در زندگی آن است که دچار چیزی باشی که از آن گریزی نیست. اما خدا را شکر این چیز غیرِ دوست داشتنی از دستهی ابدیاش نیست؛ یعنی نمیگذارم که باشد.

این پست آخرین پست این وبلاگ است. آخرین پست این وبلاگ در فصل اول زندگیاش.

دوست دارم زندگیام را خودم فصلبندی کنم. این فصلبندی جداست از آن فصلبندی که زندگی، خود، برای من کرده است. ــ آخر زندگی همهچیز را برای من فصلبندی کرده؛ عمرم را؛ فصل کودکی فصل جوانی فصلِ... سالم را؛ فصل بهار، فصل تابستان، فصلِ ... روزم را؛ صبح، ظهر ... دیگر این وبلاگ که مخلوق من است. پس خودم فصلبندیاش میکنم. هرچه تا اینجا نوشتهام و ننوشتهام! جمع میشود توی فصل اول؛ فصل اول را هم امروز و با این پست تمام میکنم چون...

چون ... نه، نمی‎گویم. دلیلش را خودتان می‎فهمید.

 

پایان 

  • هادی سیاوش کیا